مرتضى مطهرى
37
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نورى ، اين حرفها نيست ، اگر ما صدها صدها هزارها هزارها ميليارد سال نورى هم برويم ، باز مثل اين است كه در نقطهء اول هستيم ، چون به جايى منتهى نمىشود . يا نه ، عالم از نظر بعد فضايى محدود است ؟ الآن دو فرضيه است . در اين بحثهايى كه ميان اينشتين و موريس مترلينگ هست ، يكى راجع به همين جهت است كه اينشتين روى فرضيهء خودش معتقد است كه فضا محدود است ؛ مترلينگ مىگويد نه ، فضا محدود نيست . آيا محدود بودن و نامحدود بودن فضا در مسألهء توحيد اثر دارد كه لازمهء توحيد اين است كه ما بگوييم فضا محدود است يا بگوييم فضا محدود نيست ؟ نه ، پس اين كارى به توحيد ندارد . بعضيها خيال مىكنند كه خدا يعنى آنكه بعد كه فضاى عالم تمام شد نوبت به خدا و ملائكه مىرسد . « محدود بودن فضاى عالم » را جزء شرايط توحيد مىدانند . خدا در آسمان است ، پس بالاخره بايد آسمانى به آن معنا باشد ، يعنى اين عالم بايد محدود بشود در جايى كه پشت اينجا ديگر جاى خدا باشد . اين حرفها حرفهاى نامربوط است . اولين بارى كه شورويها گاگارين را به فضا فرستادند ، در روزنامه خواندم - يادم نيست كى اين حرف را گفته بود ، البته از خارجيها گفته بودند - كه گاگارين به نقطهاى رسيد كه از همهء مردم به خدا نزديكتر بود براى اينكه به آن طرف عالم نزديكتر شد ، ديگر از همه بيشتر رفت به آن طرف عالم ، به مرز عالم نزديك شد پس به مرز خدا نزديكتر شد . آيا چنين حرفى است ؟ البته نه . خدايى كه بخواهد در كنار عالم قرار بگيرد يعنى از اين طرف ، مكان بيايد تا اينجا ، آن طرف خدا قرار بگيرد ، ميان او و عالم مرزى قرار گرفته باشد ، او اصلا خدا نيست . خدا آن است كه در زمين و در آسمان و در ميان تمام ذرات موجودات على السّويّه است . وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ ( 1 ) . اوست خدا ، در آسمان است و در زمين است . اگر ما از اينجا بر يك مركب نورى سوار بشويم ، يك ميليارد سال از اين فضا برويم ، نسبتمان با خدا همان نسبتى است كه در اين نقطه نشستهايم ، از آن طرف هم
--> ( 1 ) . انعام / 3 .